تاریخ انتشار : یکشنبه 29 خرداد 1401 - 10:30
24 بازدید
کد خبر : 2157

معرفی و خلاصه کتاب چهار میثاق

معرفی و خلاصه کتاب چهار میثاق
معرفی و خلاصه کتاب چهار میثاق، کتاب خِرد سرخپوستان تولتک از دون ميگوئل روئيز

معرفی دون میگل آنخل روئیز
دون میگل آنخل روئیز (Don Miguel Ángel Ruiz) متولد ۲۷ اوت ۱۹۵۲ که بیشتر با عنوان دون میگل روئیز شناخته می‌شود، نویسنده اهل مکزیک و مؤلف چهار میثاق (خِرَد سرخپوستان تولتِک) و متون شمن‌باوری نوین است.

روئیز در مناطق روستایی مکزیک به دنیا آمد و کوچکترین فرزند در میان ۱۳ فرزند خانواده بود. او به دانشکده ی پزشکی رفت و جراح شد.

روئیز سال ها به همراه برادرانش به انجام امور پزشکی مشغول بود تا اینکه تصادفی که او را تا آستانه ی مرگ پیش برد، مسیر زندگی اش را تغییر داد.

روئیز پس از بهبودی، بی درنگ نزد مادر خود بازگشت تا آموزه های اخلاقی بیشتری را از او فرابگیرد. او سپس به شاگردی یک شمن درآمد و درنهایت به آمریکا مهاجرت کرد.

دون میگوئل روئیز که به دو زبان اسپانیایی و انگلیسی مسلط است، اغلب در ایالات متحده سخنرانی هایی انجام می دهد.

آثار او متمرکز بر آموزه های باستانی و قدیمی به عنوان یک راه حل اساسی در جهت رسیدن به روشن گری و بیداری درونی تاکید دارد.

آثار « روئیس » در بین اعضای جنبش تفکرات جدید از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است. در سال ۲۰۱۸ ، او به عنوان یکی از صد چهره معنوی تاثیر گذار معاصر واتکینز معرفی شد.

مترجمین کتاب چهار میثاق

این کتاب تا کنون توسط افراد زیر ترجمه شده است :

مترجم انتشارات
دل آرا قهرمان ذهن آویز
مهرداد یوسفی نیک فرجام
فرزام حبیبی اصفهانی آتیسا
مهدی لطیفی حباب
زهرا بختیاری آتریسا

درباره کتاب چهار میثاق
اکثر ما وقتی اسم سرخ‌پوستان را می‌شنویم، یاد روشن کردن آتش و فرستادن پیغام با دود می‌افتیم. همه‌ی ذهنتی که ما از سرخ‌پوستان داریم در سبک زندگی قبیله‌ای خلاصه شده و در حالت پیشرفته‌تر کشتار بی‌رحمانه و نسل‌کشی این بومیان قاره‌ی آمریکا توسط مهاجران اروپایی به ذهن‌مان می‌رسد

. اما دون میگوئل روئیز، نویسنده‌ی سرخ‌پوست مکزیکی، با نوشتن کتاب چهار میثاق، ذهنیت شما را نسبت به دنیای سرخ‌پوستان تغییر می‌دهد. این کتاب که درواقع یک بسته‌ی آموزشی خودسازی و خودشناسی به‌حساب می‌آید، برآمده از آموزه‌های خرد سرخ‌پوستان تولتک است.

تولتک‌ها، بومیان مکزیک هستند که قرن‌ها پیش، با صفت زنان و مردانی خردمند شناخته و تعریف می‌شدند. تولتک‌ها، در سال‌های اشغال قاره‌ی آمریکا توسط اروپاییان، به‌علت کشتار وسیع، مجبور به زندگی پنهانی شدند و آموزه‌های اجدادی آنها، ازطریق شمن‌ها سینه به سینه به نسل‌های بعد منتقل شد تا از نابودی و فراموشی در امان بماند.

شَمَن‌ها در آیین سرخوپوستی، به بزرگان و دانایان قبیله گفته می‌شود که مسئولیت راهنمایی و آموزش افراد قبیله را برعهده دارند.

دون میگوئل، یکی از کسانی‌ست که شانس یادگیری این آموزه‌ها را از اجداد خود داشته‌ است. او این تعالیم سرخ‌پوستی را از مادربزرگ خود که یک شمن بود، یاد گرفته است و سعی کرده در چهار میثاق، این آموزه‌ها را به‌صورت مکتوب به خوانندگانش منتقل کند.

او در ابتدای کتاب، درباره‌ی هدف خود از نوشتن این آموزه‌ها می‌گوید: «این کتاب حاصل تجربیات و اندیشه‌های مردی است از تبار سرخ‌پوستان آمریکای مرکزی، که باورهای بنیادی تولتک‌ها را به زبانی ساده با مثال‌های قابل‌فهم و طبقه‌بندی بسیار مفید و مؤثر به نسل‌های جدید ارمغان کرده؛ با این امید که رؤیای سیاره‌ی زمین را تغییر دهند».

میگوئل اعتقاد دارد که با این آموزه‌ها، می‌توانیم از ادامه‌ی حیات سنت‌های غلط جلوگیری کنیم و نهایتا آینده‌ای نو بسازیم. هرچند این تغییرات بسیار زمان‌بر و طولانی‌مدت هستند، اما هر کس، باید به میزان توانایی خود، برای اصلاح، تلاش کند. این سنت‌ها، در کتاب، میثاق نام گرفته‌اند.

ازنظر دون میگوئل، میثاق‌ها، به هر رفتاری که انسان از کودکی یاد می‌گیرد گفته می‌شود. به‌همین‌دلیل، این کتاب، چهار میثاق نام گرفته‌ است. او عقیده دارد که چهار سنت زیر، می‌تواند برای اصلاح زندگی ما و درنهایت اصلاح زندگی اجتماعی، کاربردی باشد.

با کلام خود گناه نکنید
هیچ چیز را به خود نگیرید
تصورات باطل نکنید
همیشه بیشترین تلاش‌تان را بکنید.
چهار میثاق برای هشت سال پی‌درپی در صدر پرفروش‌ترین کتاب‌های نیویورک تایمز قرار داشت. این کتاب به ۴۰ زبان زنده دنیا ترجمه شده و فقط در آمریکا، ۷ میلیون و ۲۰۰ هزار نسخه از آن به‌فروش رسید.

دون میگوئل، پس از نوشتن کتاب چهار میثاق، موفق به دریافت نشان افتخار از ارتش هوایی آمریکا شد که روی آن، چهار میثاق حک شده بود.

دوره لایف کوچینگ (مربی زندگی) تضمین رشد و پیشرفت همه جا شما! (کلیک کنید)

با خواندن این کتاب چه چیزهایی را یاد می‌گیریم؟
کتاب چهار میثاق خرد سرخپوستان تولتِک، مطمئنا یکی از بهترین کتاب هایی است که هر کسی می تواند بخواند. این کتاب فوق العاده طوری است که از ابتدا تا انتها نکته های کاربردی را به ما می گوید که شاید قبلا آن ها را به زبان های دیگری شنیده باشیم، ولی با خواندن زبان زیبای کتاب می توان به درک بالاتری از آنها رسید و شاید دوباره در ذهن ما جرقه ای زده شود که این موضوعات بخش مهمی از زندگی ما انسان هاست.

انسان ها با خود میثاق های مختلفی دارند که براساس آنها عمل می کنند و اکثر میثاق ها حالت منفی دارد. اما چهار میثاق ای که در این کتاب گفته می شود مواردی هستند که اگر بتوانیم آن میثاق ها را با خود ببندیم، بدون شک زندگی بهترین خواهیم داشت.

از این چهار میثاق، میثاق اول مربوط به این است که با کلام خود نگاه نکنید و ۳ میثاق بعدی هم زاییده میثاق اول هستند.

میثاق یعنی چه؟

معنی واژه ی میثاق در فرهنگ لغت فارسی معین “عهد” ،”پیمان” است.در این کتاب یعنی انسان ها با خودشان عهد هایی دارند که آن ها را رعایت می کنند اما اغلب میثاق ها منفی هستند. به تدریج که این میثاق ها را می پذیریم آنها را باور می کنیم و وقتی آنها را بدون قید و شرط باور کنیم به آن ایمان می گویند.

چهار میثاق دون میگوئیل عبارتند از:

با کلام خود گناه نکنید!

هیچ چیز را به خود نگیرید!

تصورات باطل نکنید!

همیشه بیشترین تلاشتان را بکنید !

بر طبق کتاب چهار میثاق هر چیزی که ما داریم می بینیم یک رویا است. چه زمانی که می خوابیم و چه زمانی که در بیداری به سپر می بریم، در هر صورت در حال رویا دیدن هستیم. تفاوتی که در بیداری وجود دارد این است که به شکل مادی اشیا را می بینیم و وقتی که در خواب هستیم دیگر چارچوب مادی وجود ندارد.

ذهن ما رویایی است که انگار هزاران نفر همزمان دارند صحبت می کنند و هیچ کسی حرف دیگری را نمی فهمد! به خاطر همین، ما نمی توانیم دقیقا حقیقت را درک کنیم و اینکه ببینیم واقعا خودمان یا دیگران چه کسی هستیم و این مثل یک مه در ما است که نمی گذارد بتوانیم درست ببینیم.

انسان ها هزاران میثاق با خود، خداوند، دیگران، جامعه و … دارند که می تواند منفی یا مثبت باشد. اما مهمترین آنهایی هستند که با خودمان داریم. این میثاق ها شخصیت اصلی ما را شکل می دهند و در اصل به ما می گویند که: «این من هستم و این اعتقادی است که دارم»

نکته مهم این است که اگر می خواهیم به شادی برسیم باید میثاق هایی که مبتنی بر ترس هستند را از بین ببریم. همچنین باید میثاق هایی جدیدی مبتنی با عشق ایجاد کنیم که موجب انرژی بیشتری برای شادی و موفقیت بدست بیاریم. این چهار میثاق که در کتاب اشاره می شوند هم دقیقا به این شکل هستند و به ما کمک می کنند که در زندگی خیلی موثرتر و بهتر عمل کنیم. پس همراه باشید تا این چهار میثاق عالی را مرور می کنیم.

میثاق اول: با کلام خود گناه نکنید

اولین میثاق از چهار میثاق در مورد کلام است.
کلام ابزار بسیار قدرتمندی هست که شبیه یک شمشیر دو لبه ست که می تواند یا برای ما یک بهشتی بسازد یا یک جهنم و این کاملا در اختیار می باشد.
هر احساس و باور منفی که به زیانمان می باشد، خودش یک گناه است. یعنی حتی زمان هایی که ما در ذهن خود زمزمه های منفی داریم، در حال گناه کردن هستیم. همچنین در جاهایی که از کلام خود اشتباه استفاده می کنیم و تاثیر منفی بر دیگران می گذاریم، مسلما در حال گناه کردن با کلام هستیم.

اینکه با کلام خودمان به یک فردی حتی یک موضوع کوچک را هم بگوییم، ممکن است این حرف کم کم تبدیل به باورهای آن فرد شود و واقعا باور کند که آن مشکل را دارد. یعنی تاثیر کلام اینقدر زیاد است! چون ذهن انسان مانند خاکی حاصلخیز می باشد که دائما در آن بذرهایی کاشته می شود و آنها رشد می کنند. این بذرها شامل عقاید و باورها هستند که از طریق کلام منتقل می شوند و در ذهن رشد می کنند.

نکته بعدی این است که غیبت کردن هم یک نوع روش ارتباطی اشتباه است که باعث می شود با کلام خودمان گناه کنیم و در کتاب چهار میثاق از غیبت به عنوان بدترین نوع گناه با کلام نام برده شده! به نوعی می توان گفت که غیبت شبیه ویروسی است که در کامپیوتر ذهن ما تکثیر می شود و به مرور بزرگ و بزرگتر می شود.

با کلام خود گناه نکنید

بی گناهی در کلام هم به معنی این می باشد که استفاده درست و مناسب از انرژی را داشت. یعنی آن را در جهت حقیقت و عشق خود به کار بگیریم. این باعث می شود که به تدریج عشق در دنیای ما هم سرازیر شود و دنیا را به جای بهتری تبدیل کنیم.

پس باید با کلام خودمان گناه نکنیم و چیزهایی را نگوییم که باعث به مشکل خوردن ارتباطاتمان با خودمان یا دیگران شود. مسلما در این راه، شکست هایی وجود دارد، اما حتما می توانیم با تمرین این قدرت را پیدا کنیم.

تقویم انگیزشی، تقویمی که زندگیت رو متحول میکنه… (کلیک کنید)

میثاق دوم: هیچ چیز را به خود نگیرید

این میثاق مربوط به این است که هر چیزی یا اتفاقی که در اطراف ما اتفاق می افتد را به خودمون نگیریم. یعنی اینکه اگر یک سری افراد خواستند که حرف های خودشان را به ما پرتاب کنند، آنقدر قوی باشیم که به ما برخورد نکنند.

شاید فکر می کنیم کارهایی که دیگران انجام می دهند به خاطر ما می باشد، اما باید گفت که اکثر کارها آنها به خاطر خودشان است! آنها دنیای متفاوت را در ذهنشان دارند و با آن زندگی می کنند و باید بدانیم جوری که ما ادراک می کنیم، لزوما آنها ادراک نمی کنند.

هر کسی دنیا را با دید خودش می بیند و در آن دنیایی که هست فیلم مخصوص به خود را می سازد و کارگردان ویژه آن فیلم است! یعنی ما انگار یک فیلمی داریم که در آن هم کارگردان هم تهیه کننده و هم بازیگر اصلی فیلم هستیم و بقیه کسانی که می بینیم، نقش دوم های فیلم هستند! به خاطر همین نمی توانیم خیلی به این تمرکز کنیم که دیگران چه می گویند.

پس آنقدر بزرگ شویم که هیچ کلامی از دیگران سوای اینکه مثبت یا منفی باشد، روی ما تاثیر منفی نگذارد و آگاه باشیم که کلام دیگران بر روی ما اثر نکند. در این صورت است که می توانیم در زندگی با عشق زندگی کنیم و هیچ کس هم به ما آسیب ذهنی و روحی نمی رساند.

وقتی بدون ترس زندگی کنیم و عشق بورزیم، دیگر لازم نیست که به فکر حرف های بقیه باشیم و ناخودآگاه احساس خوبی خواهیم داشت. وقتی این احساس خوب را داریم، همه چیز در اطراف ما به نظر خوب می آید و دائما این احساس تقویت می شود. در این زمان است که خودمان را همان طور که هستیم دوست می داریم و از رضایت کافی از خودمان برخورداریم. درحقیقت، اینجاست که از فیلمی که کارگردانی می کنیم لذت کافی را می بریم.

میثاق سوم: تصورات باطل نکنید

انسان ها معمولا طوری عادت کردند که به طور ناخودآگاه یا خودآگاه تصوراتی در ذهنشان دارند که این تصورات اکثرا تصوراتی باطلی هستند که هیچ وقت اتفاق نمی افتند و جالب است که ما این تصورات را باور می کنیم و فکر می کنیم که حقیقت دارند!

در واقع، اتفاقاتی که می افتد را آن طور که می خواهیم می بینیم یا می شنویم و درکی که ما داریم براساس همین تصورات باطل است. وقتی این تصورات باطل را به خود راه می دهیم دیگر به صورت ناخودآگاه فقط به دنبال مشکل و موارد منفی می گردیم.

ما تصور این را داریم که همه مثل ما به زندگی نگاه می کنند، فکر می کنند، احساس می کنند، قضاوت می کنند. این جزو بزرگترین اشتباهات انسان ها است و به خاطر همین است که وقتی در حضور دیگران هستیم، می ترسیم که خودمان باشیم تا دیگران ما را قضاوت نکنند!

تصورات باطل نکنید

نحوه کارکرد ذهن انسان خیلی جالب است و نیاز دارد که هر چیزی را بفهمد و توضیح دهد یا توجیه کند تا اینکه در نهایت به احساس امنیت برسد! ما میلیون ها سوال در ذهن داریم که نیاز داریم به آنها پاسخ داده شود و به سراغ تصورات باطل می رویم. اکثر اوقات، این تصورات باطل جایگزین این می شوند که با بقیه ارتباط برقرار کنیم و یک ضعف ارتباطی بزرگ را پدید می آورند.

دلیل اصلی این تصورات باطل این است که شهامت این را نداریم که سوال کنیم.

بهترین راه برای اینکه از این تصورات باطل رها بشویم این است که در جاهای مختلف که شک داریم، حتما سوال کنیم تا موضوع شفاف شود. حتی این موضوع در مورد خود ما هم صادق است و از خودمان هم باید سوال کنیم که آیا این تصوری که از این واقعیت دارم واقعا درست است؟

میثاق چهارم: همیشه بیشترین تلاشتان را کنید

اما آخرین میثاق از چهار میثاق، رابطه تنگاتنگی با سه میثاق قبلی دارد. وقتی همیشه در همه جا بیشترین تلاشمان را کنیم، باعث می شود که سه میثاق قبلی هم بهتر انجام شوند. از آنطرف هم وقتی سه میثاق قبلی را بخواهیم انجام دهیم دیگر می دانیم که باید بیشترین تلاش خودمان را کنیم.

بیشترین تلاش همیشه یکسان نیست. مثلا وقتی صبح با انرژی بالا بیدار می شویم در مقایسه با شب که خسته هستیم، بیشترین تلاش بهتر است. یا مثلا وقتی که سالم هستیم به نسبت زمانی که دچار بیماری یا حداقل کمی ضعف جسمانی هستیم، در این جا هم بیشترین تلاش بهتر است. در هر صورت بیشترین تلاش ما هر کیفیتی که دارد، همیشه با توجه به هر موقعیتی بیشترین تلاشمان را کنیم.

وقتی که بیشترین تلاشمان را می کنیم آن وقت است که خودمان را همان طور که هستیم می پذریم و می دانیم که در هر موقعیتی بیشتر تلاشمان را کردیم. البته از اشتباهات خود می آموزیم و تمرین می کنیم که دیگر آنها تکرار نشوند.

نکته جالب این است که اگر اقدام به عملی کنیم که مجبور هستیم انجام دهیم یا اینکه فقط وابستگی به پاداش داریم، احتمال آن کم می شود که بیشترین تلاشمان را کنیم. اما وقتی یک کاری را دوست داشته باشیم و لذت بخش باشد، انگیزه ای دریافت می کنیم که کار را به بهترین شکل انجام دهیم و احتمال اینکه برعکس آن عمل کنیم، خیلی پایین است.

سه میثاق قبلی در صورتی تاثیر خودشان را می گذارند که بیشترین تلاشمان را کنیم. نباید توقع داشته باشیم که همیشه بتوانیم معصومانه از کلام استفاده کنیم، هیچ چیز را به خود نگیریم و هرگز تصورات باطل نکنیم. شاید در زمان هایی پیش بیاید که لغزش داشته باشیم و نتوانیم آنها را به خوبی اجرا کنیم، ولی در هر صورت همیشه بیشترین تلاشمان را کنیم.

دوره لایف کوچینگ (مربی زندگی) تضمین رشد و پیشرفت همه جا شما! (کلیک کنید)

شکستن میثاق های قدیمی

بعد از این که چهار میثاق در کتاب گفته می شود، نوبت می رسد به اینکه چه طور میثاق های قدیمی را در هم شکست. برای این کار سه راه وجود دارد:

راه اول :

آگاهی پیدا کنیم. اگر آگاه نباشیم که یک سری میثاق های اشتباه و منفی داریم، قاعدتا نمی توانیم اقدام خاصی برای آنها داشته باشیم. باید آگاه شویم که در تمام مدت در حال رویا دیدن هستیم. آگاه شویم که زندگی ما نتیجه باورهای ماست و اگر به این درک رسیدیم که آنچه باور کردیم را باور نداریم، آن وقت است که می توانیم آن ها را تغییر دهیم.

باید فهرستی از همه میثاق ها و باورهای محدود کننده تهیه کرد که مبتنی بر ترس هستند و این آغاز تغییر می باشد. همچنین همین که میثاق های جدید را تکرار و تمرین می کنیم باعث می شود که میثاق های قدیمی، ضعیف تر شوند و همین تمرین کردن است که از ما استاد می سازد.

راه دوم:

بر رفتارهای خود تسلط داشته باشیم. هر روز مقدار خاصی از انرژی جسمی، روحی و عاطفی را در اختیار داریم که وقتی صبح از خواب بیدار می شویم، اختیار کامل آن را داریم که چگونه از آن انرژی ها استفاده کنیم. اگر مثلا اجازه دهیم که عواطف جای ما تصمیم بگیرند، ممکن است انرژی زیادی را از دست بدهیم و نتوانیم انرژی برای تغییر خود داشته باشیم.

در واقع باید مثل یک جنگجو باشیم. جنگجو به جای اینکه بر دیگران تسلط داشته باشد، بر عواطف و نفس خود تسلط دارد. در واقع، جنجگو می داند که چه موقع باید عواطف خود را بروز دهند و زمان آن نه زودتر و نه دیرتر از آن است.

راه سوم:

در آغوش کشیدن فرشته مرگ است. منظور این است که به یاد داشته باشیم که هر لحظه ممکن است عمر ما تمام شود و وقتی که ما در اختیار داریم بسیار محدود است. ممکن است که سال های زیادی عمر کنیم ولی این را هم باید در نظر بگیریم که عمر چیزی نیست که بشود کاملا آن را پیش بینی کرد.

فرشته مرگ به ما این را یاد می دهد که هر روز طوری زندگی کنیم که انگار آخرین روز زندگی ماست و انگار که فردایی در کار نیست. این باعث می شود که قدر خیلی از چیزها را دانست و دلیلی برای ترسیدن از کارهای مختلف نیست. با کسانی که دوستشان داریم عاشقانه رفتار می کنیم و چون نمی دانیم که آنها را دوباره خواهیم دید یا نه، پس با آنها دعوا نمی کنیم و به آنها این را هم می گوییم که چه قدر دوستشان داریم.

پیام اصلی دون میگل آنخل روئیز
چهار میثاق، سرتاسر پر از حکمت و موعظه است. موعظاتی که برخلاف نصیحت‌های خسته‌کننده، شما را دلزده نخواهد کرد، بلکه برعکس، شما را مشتاق به یادگیری بیشتر می‌کند. دون میگوئل با نشان دادن حقیقت هر آنچه که تا به امروز از سر عادت انجام می‌دادیم، ما را وادار به بازبینی اعمال و رفتارمان می‌کند. با خواندن این کتاب، نگاه جدیدی به همه‌ی رفتارهای روزمره‌تان خواهید داشت و ناخودآگاه برای اصلاح آنها تلاش خواهید کرد.

نکته‌ی مهم درباره‌ی این کتاب و آموزه‌های تولتک‌ها این است که این کتاب تنها برای اصلاح اخلاقی و رفتاری زندگی نوشته نشده؛ بلکه شما با خواندن این کتاب یاد می‌گیرید که تا چه اندازه می‌توان شاد بود و از زندگی لذت برد یا تا چه اندازه می‌توان آرام و بدون کمترین تنشی زندگی کرد. شاید بتوان این کتاب را با کتاب ملت عشق نوشته‌ی الیف شافاک مقایسه کرد. همان‌طور که ملت عشق، با آموزه‌های عرفانی مولانا، سعی در نشان دادن نقشه‌ی راه برای زندگی بهتر به مخاطب دارد، چهار میثاق هم با استفاده از آموزه‌های سنت‌ها و باورهای سرخ‌پوستان تولتک، سعی در آموزش نوعی از راه و رسم زندگی دارد.

گاهی بعضی از کتاب‌ها را باید بدون توجه به اینکه آیا مطابق سلیقه‌ی ما هستند یا نه، بخریم، چراکه ارزش این کتاب‌ها، چیزی فراتر از سرگرمی یا یادگیری معمولی است. چهار میثاق هم جزو آن دسته از کتاب‌هاست که با هر سلیقه‌ای، باید بخرید و بخوانید و به دیگران هدیه بدهید، چون نتیجه‌ی عملی به‌کاربستن تعلیمات چنین کتابی، رسیدن به آرامش درونی و صلح با محیط اطراف‌مان خواهد بود؛ صلحی که حلقه‌ی مفقوده‌ی زندگی اجتماعی این روزهای قرن ماست.

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.